کد مطلب:231
تاریخ انتشار:29 اردیبهشت 1392 ساعت 11:49
چاپ چاپ

غرشی که در قابی خاموش شد

شیر ایرانی نمادی که دیگر تنها در نگاره های تخت جمشید دیده می شود

شیر ایرانی که روزگاری در تمدن و فرهنگ ایرانی بسیار از آن یاد شده است دیگر تنها در سنگ نگاره های تخت جمشید دیده می شود ، غرشی که روزگاریست تنها در قاب عکسی محصور شده است .

علاقه زیاد پادشاهان قاجار به شکار شیر و ببر ایرانی سبب شد اخرین غرش های شیر ایرانی تنها در قاب عکسی از ضل السطان خاموش و محصور شود .
به گزارش خبرنگار سایت خبری محیط زیست ایران IENA ؛ در نقش برجسته های بزرگ و زیبای تخت جمشید، بارها به تصاویری بزرگ از شیر پارسی برمی خوریم ، گاهی هنرمند هخامنشی شیری را در حال شکار گاوی نر روی سنگهای سرد حجاری کرده و گاهی پادشاه هخامنشی را می بینیم که در حال شکار شیری خشمگین است ،
شیر نشانه قدرت و شجاعت است و اگر پادشاهی به شکار آن می رفت به حتم در نگاه مردمش شجاع و جنگجو به نظر می آمد.



این حیوان زیبا که در تمدن و فرهنگ ما بسیار از آن یاد شده است ، در اواسط قرن گذشته از بین النهرین تا بخش غربی استان فارس دیده می شد. بیشترین جمعیت آنها در بیشه ها و جنگل های خوزستان (سواحل رود کارون) و در بخش جنگلی فارس نظیر دشت ارژن زندگی می کردند. دشت ارژن منطقه ای است حفاظت شده در 40تا 80کیلومتری غرب شیراز که شامل زیستگاه های متنوعی در ارتفاعات زاگرس (3000 متر) تا کوهپایه های پست و بلند آن است.

تالاب های دشت ارژن (ارتفاع از سطح دریا 2000متر) تا دریاچه پرشیان (ارتفاع از سطح دریا 850متر) در 15کیلومتری دشت ارژن زیستگاه های مهم شیر پارسی به حساب می آمدند. در شمال شرقی شیراز (ارتفاع از سطح دریا 1500تا 2600متر) پارک ملی بمو با 68هزار هکتار مساحت یکی دیگر از زیستگاه های اصلی شیر پارسی است.
این شیر یال کوتاه و قوی جثه در جنوب شیراز (رود قره آغاج)، رامهرمز و دزفول هم زندگی می کرده است.

آخرین بار بهار سال 1321 شمسی نقشه برداری هندی از قشون انگلیس برای آخرین بار شیر پارسی را در 65کیلومتری شمال غربی دزفول می بیند اما همیشه تصور می شد بخشی از هویت ملی ما که می تواند برگی از طبیعت ما باشد، از دست رفته است و دیگر نمی توان حضور شیر پارسی (آسیایی یال کوتاه) را دوباره تصور کرد.
علاقه ناصر الدین شاه به شیر نقل داستان های کهن است گویی نسل شیر ایرانی در دوران این پادشاه ایرانی و به دستان ضل السلطان پسر ناصرالدین شاه به پایان رسیده است . گفته می شود علاقه بسیار ضل السطان به شکار ببر و شیر سبب شده غرش های اخرین شیر و حتی ببر ایرانی تنها در قاب عکسی از این سلطان شکار دوست محصور شود .
در دوران قاجار به جز شیرهایی که در درب خانه مبارکه و در دوشان تپه و پیش از آن در باغ وحش لاله زار زندگی می کردند، افرادی وجود داشتند که در دهه محرم شیران پیری را به مجالس تعزیه می بردند وبا آن تعزیه برگزار می کردند و مردم نیز به تماشای این موجود در تعزیه عادت داشتند به نحوی که تا سالها بعد از عروسک و ماسک شیر هم استفاده می کردند
در دوره ناصرالدین شاه رئیس کشیکخانه مبارکه «ساری اصلان» (شیر زرد به ترکی) نام داشته و بنا بر داستان ها این شخص در «پشتکوه» لرستان (ایلام فعلی) به تنهایی برای شکار شیر به درون غاری رفته بود
بسیاری از جهانگردانی که در دوره ناصرالدین شاه به تهران سفر کرده بودند به وجود شیران باغ وحش دوشان تپه اشاره داشتند. حتی در سال های 1300 هنوز توله شیرهایی برای فروش به تهران از شیراز فرستاده می شدند. برای نمونه «سپهبد ارفع» فرمانده سوار نظام آرتش ایران، در سال 1312 یک توله شیر خریداری کرده و در باغ وسیع خود در «اراج» تهران نگداری می داشت
ناصرالدین شاه در نخستین سفر به اروپا به هنگام دیدار از باغ وحش «تورین»، در یک نگاه شیفته نره شیری آفریقایی شد و از پوست مخملین و یال و کوپال بی مانند آن تمجید نمود. شاید از این زمان باشد که به تدریج نقش شیر آسیایی که در تصاویر تنها با یالی بر پشت گردن نشان داده می شد، به تدریج جای خود را به شیری بربری مانند با کوپالی انبوه داد.
گفته می‌شود که واپسین شیرهای ایرانی در اوایل دهه‌ی 40 میلادی دیده شده‌است. برای واپسین بار شیر ایرانی در پیرامون دزفول از سوی مهندسان آمریکایی که مشغول ساخت راه آهن در خوزستان بودند دیده شده‌است. احتمالا تا چند سال پس از آن نیز چنین شیری در ایران وجود داشته‌است.

اما آخرین گزارش رسمی از شکار شیر در ایران مربوط به ظل السلطان پسر ناصرالدین شاه قاجار است که در بیشه های حوالی شیراز اتفاق افتاده. در آن زمان شیر ایرانی در معرض انقراض بوده که چند نفر با مشاهده آن شیر به طمع صله و پاداش به ظل السلطان گزارش میدهند و او نیز که علاقه‌ی فراوانش به شکارهای بی‌رویه و دیوانه‌وار و به روایت خاطراتش شکارهای گاه چند هزارتایی زبان‌زد بود درنگ نکرده شیر مذکور را شکار کرد و با او عکس یادگاری گرفت تا شاید نامی از خود در تاریخ شکارگری بر جا بگذارد.
اما روایت دیگر این است که او خود این شیر را شکار نکرده و فقط با جسد شیر عکس یادگاری انداخته است.


مسعود میرزا ظل‌السلطان پسر دوم (و فرزند سوم) ناصرالدین شاه قاجار در کتابش با عنوان سرگذشت مسعودی (که در سال 1323 قمری تنظیم شده) اطلاعاتی از شیر می‌دهد از جمله این که در دشت ارژن به شکار شیر می‌رود و علی‌رغم جرگه کردن منطقه با 10 هزار نفر، موفق نمی‌شود شیری شکار کند. او همچنین ضمن توصیف رود قره‌آغاج (در جنوب شیراز) می‌نویسد: «شیر فراوان و زیاد است ولی از قراری که شنیدم به قرب پانزده سال است که دیگر هیچ شیری در شیراز دیده نشده است.» به علاوه این شاهزاده قاجار به منطقه کام‌فیروز اشاره می‌کند که با سران ایل قشقایی برای شکار شیر می‌رود آنها دو شیر شکار می‌کنند اما ظل‌السلطان دست خالی برمی‌گردد. برخلاف تصور برخی که گمان می‌کنند آخرین شیر را او شکار کرده است، در خاطراتش با حسرتی وصف ناشدنی از عدم موفقیت در این زمینه یاد می‌کند.
حال در شمال غربی هند مردم «گجرات» بخصوص آنهایی که در شبه جزیره «سوداشترا» سکونت دارند به حضور این شیر آسیایی در منطقه جنگلی خود افتخار می کنند. جنگلهای «گیر» کمتر از 300 قلاده از خانواده شیرهای پارسی را در خود حفاظت می کند. گله داران این منطقه با این که شیرها گاهی دامهایشان را از بین می برند اما از حضورشان ناراحت نیستند چون می دانند جنگل «گیر» به لطف حضور شیر پارسی است که امروز از آن حفاظت می شود.
شیرها گربه هایی بزرگند که در صورت نابودی طعمه اصلی و زیستگاهشان رو به شکار دامها و حیوانات اهلی می آورند و دولت هند با افزایش جمعیت این گونه در تلاش است تا محلی دیگر را نیز برای جمعیت شیرها در نظر بگیرد. برای دیدن شیر پارسی باید به روستای «ساسان» در میان پارک ملی «گیر» رفت ؛ جنگلهای خشک و خزان دار، محلی مناسب برای شیرها به حساب می آیند. موفق ترین پروژه در هند برای حفظ و نگهداری گربه سانان مربوط به پروژه جلوگیری از انقراض شیر پارسی بوده است.
اواخر نیمه قرن نوزدهم میلادی تنها به فاصله 3 دهه نسل این شیر محدود به جنگلهای «گیر» شد و این حیوانات زیبا در بقیه نقاط آسیا بخصوص ایران ناپدید شدند و از سال 1945 میلادی جنگلهای گیر ، تنها زیستگاه آنها محسوب می شد. جمعیت اینگونه شیر (پارسی) از 1880 میلادی در یک دوره 35 ساله تا مرز انقراض پیش رفت ، به طوری که جمعیت آنها از 12 قلاده تا حداکثر 30 قلاده می رسید.
سرانجام با مدیریت و تدابیر جدید دولت هند جمعیت شیرهای آسیایی یال کوتاه در بهار 1995 میلادی به 304 قلاده رسید. در اوایل قرن بیستم شکار شیر پارسی در هند امری عادی و روزمره بود ، تا انکه یکی از بزرگان منطقه شمال غربی هند شکار این حیوان را ممنوع کرد و باعث نجات این نسل از موجودات زمینی شد.
شیرهای آسیایی (پارسی) بیشتر آهو شکار می کنند و آینده آنها بستگی به حفاظت مستمر مسوولان پارکهای هند و ایجاد مناطق بیشتر برای جمعیتهای بعدی دارد افسوس که شیر پارسی در دشت ارژن دیگر جایی ندارد و صدای غرش رعد آسایش شنیده نمی شود.

انتهای پیام


http://www.mohitzist.ir/fa/content/231